ثـــــــــــار الله


 يـك فـرد مـحقق , با تحليل تاريخي مي تواند موجبات نهضت و پي آمدهاي آن رابه طور روشن به دسـت آورد , هـمـچـنـانكه مي تواند از محتواي نهضت و عناصر آن , وشكلي كه نهضت از تركيب عناصر به خود مي گيرد , آگاه گردد . در اين صورت , موجبات قيام و انقلاب به ضميمه قيام مردم , علت فاعلي پي آمدها , علت غايي وباقيمانده , علت هاي مادي و صوري انقلاب به شمار مي روند . نـهـضت حضرت حسين بن علي عليه السلام قيام امام حسين عليه السلام از قانون عمومي حوادث بيرون نيست . نهضت وي موجبات ,انگيزه , آثار و پي آمدهائي داشت , همچنانكه داراي عناصر , محتويات , شكل و وضع خاصي بود . مـا , در تـشـريـح ايـن عـوامـل چـهارگانه , فقط درباره نخستين عامل ( موجبات نهضت و علل بـرانـگيزنده حضرتش بر قيام ) آنهم از زوايه خاصي بحث مي كنيم , و آن اينكه قيام آن حضرت , با كمال حريت و آزادي , صورت پذيرفت , و وي روي محاسبات خاصي انقلاب و نهضت را بر سكوت و سكون , برگزيد . بـه گـونه اي مي توانست قيام نكند و , خود و پيروان خويش را به پيروي از حزب حاكم و يا لااقل به بي تفاوتي در برابر آن , دعوت كند و مهر خاموشي بر لب نهد و سكون را بر تحرك ترجيح بخشد ...


ادامه مطلب

[ دوشنبه 26 آبان 1393  ] [ 02:03 ب.ظ ] [ Ria1365 ] [ نظرات 0 ]

 



 

 در خانه اي باز شد و يك مرد ارمني بيرون آمد.  از وضع عزاداري و گريه مردم تعجب مي كند،و مي گويد: چه خبر است ؟ آن مرد عزادار مي گويد: امروز متعلق به باب الحوائج (حضرت اباالفضل (ع ) است .)

مرد ارمني مي گويد: 

من بچه پسري دارم كه دستهاي او فلج است . 

مرا راهنمائي كن كه از حضرت اباالفضل شفاي او را بگيرم 

آن مرد مي گويد: امروز روز حضرت اباالفضل است برو بچه ات را بياور و دستهايش را به علم و پرچم آن بزرگوار بمال . مرد اومني هم با عجله با حال گريه دست هاي بچه را به علم مي مالد و توسل پيدا مي كند و منقلب مي شود. 

نعره مي زند و غش مي كند، مردم منقلب مي شوند و مي گويند: 

كه چه شده ؟ اين مي گويد: 

به مردم گفتم : كاري به او نداشته باشيد، او را به حال آورديم سؤ ال كرديم چه شده ؟ 

گفت : ((مگر نمي بينيد بچّه ام دستهايش را بآورد و شفا پيدا كرده .))

 



 


.....

[ یک شنبه 25 آبان 1393  ] [ 09:50 ب.ظ ] [ Ria1365 ] [ نظرات 0 ]


 

عن موسي بن جعفر (عليه السلام) قال: و لا تأخذوا من تربتي شيئا لتبرکوا به فأن کل تربة لنا محرمة الا تربة جدي الحسين بن علي عليهما السلام فأن الله عزوجل جعلها شفاء لشيعتنا و أوليائنا.

 


حضرت امام کاظم (ع) در ضمن حديثي که از رحلت خويش خبري مي داد فرمود: چيزي از خاک قبر من برنداريد تا به آن تبرک جوييد چرا که خوردن هر خاکي جز تربت جدم حسين (ع) بر ما حرام است، خداي متعال تنها تربت کربلا را براي شيعيان و دوستان ما شفا قرار داده است.



***جامع الاحاديث الشيعه، ج 12، ص.533.


ادامه مطلب

[ یک شنبه 25 آبان 1393  ] [ 09:38 ب.ظ ] [ Ria1365 ] [ نظرات 0 ]

1 - روز عاشوراء بين دو لشكر حقّ و باطل ، آتش جنگ با شدّت تمام شعله ور بود.
 يكى از ياران امام حسين صلوات اللّه عليه جلو آمد و به آن حضرت عرضه داشت : هنگام نماز فرا رسيده است ؛
حضرت ابا عبداللّه الحسين عليه السّلام نگاهى به سمت آسمان كرد و فرمود: يادى از نماز كردى ، خداوند تو را از نمازگزاران قرار دهد؛ از دشمن بخواهيد تا مهلت دهند و نمازمان را بخوانيم .ولى دشمن نپذيرفت ، به همين جهت امام عليه السّلام به زهير بن قين و سعيد بن عبداللّه دستور داد تا جلوى نمازگزاران بايستند و خود را سپر قرار دهند، تا آن كه حضرت به همراه ديگران نماز را اقامه نمايد.


2 - روزى عدى فرزند حاتم طائى به محضر مبارك امام حسين صلوات اللّه عليه آمدند و در حالى كه تپش قلبش بسيار شديد بود گفت :
اى ابا عبداللّه ! ذّلت را با عزّت - در صلح امام حسن عليه السّلام با معاويه - مبادله كرديد؛ و متاعى قليل پذيرفتيد و عظمت خود را از دست داديد، همه ما، به وسيله شما مطيع شديم و يك عُمْر بايد مخالف باشيم .
اكنون برادرت حسن و جريان صلح را رها كن و نيروها و شيعيانت را از كوفه و ديگر شهرها جمع نما.
امام حسين عليه السّلام فرمود: ما معاهده بسته ايم و راهى بر شكست آن نيست ، چون عهدشكنى شيوه ما نمى باشد.


3 - هنگامى كه امام حسين عليه السّلام به سرزمين كربلا وارد شد، نامه اى از سوى عبيداللّه ملعون براى آن حضرت ارسال شد.

همين كه نامه به دست امام عليه السّلام رسيد، و آن را خواند؛ پاره نمود و روى زمين ريخت و فرمود: مردمى كه خوشنودى مخلوق را بر رضايت خالق مقدّم بدارند، هرگز رستگار و موفّق نخواهند شد


4 - روزى فَرَزْدقِ شاعر، به محضر و مجلس امام حسين صلوات اللّه عليه وارد شد، و پس از خواندن اشعارى در مدح اهل بيت رسالت صلوات اللّه عليهم ، حضرت چهارصد دينار به او هديه داد.
شخصى كه شاهد جريان بود اعتراض كرد و گفت : او شاعرى فاسق و هتّاك است ؟!
حضرت فرمود: بهترين مال و ثروت آن است كه آبروى شخص را حفظ كند، و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله با كعب بن زهير شاعر چنين كرد و نيز درباره عبّاس ‍ فرزند مرداس فرمود: زبانش را از من قطع كنيد (كنايه از اين كه به او كمكى شود تا...)


5 - امام حسين صلوات اللّه و سلامه عليه در ضمن يكى از سخنانش قرآن را به چهار بخش تقسيم نمود:

عبارات و اءلفاظ، اشارات و كنايات ، لطيفه ها و داستان ها، حقايق و واقعيّات .

 

عبارت ها و اءلفاظ براى مردم عادى ، و اشارات براى اهل اطلاّع ، و لطايف براى اولياء، و حقايق براى أ نبياء و أ وصياء مى باشد.


 


ادامه مطلب

[ یک شنبه 25 آبان 1393  ] [ 09:15 ب.ظ ] [ Ria1365 ] [ نظرات 0 ]


از ام سلمه همسر بزرگوار پیامبر نقل شده است  پیامبر صلوات الله فرمودند  : در اين وقت مرا سِير دادند به محلّي در عراق كه نامش كربلا است ، و مصرع حسين فرزند من و جماعتي از فرزندان اهل بيت مرا به من نشان دادند، و من شروع كردم كه خون هاي آنان را جمع كنم ، و اينك آن خون ها در دست من است ؛ و دست خود را به سوي من باز كرد و فرمود: 
بگير اينها را و محفوظ نگاهدار! من خون ها را گرفتم و توجّه كردم ديدم شبيه خاك قرمز رنگ است ؛ در شيشه اي نهادم و سر آن را بستم و محفوظ داشتم . 

چون حسين از مكّه به طرف عراق حركت كرد هر صبح و شب من شيشه را مي گرفتم و مي بوييدم و براي مصيبت آن حضرت مي گريستم .

چون روز عاشوراي از محرّم يعني همان روزي كه حسين در آن روز شهيد شد من در آن شيشه نگاه كردم ديدم تبديل به خون تازه شده است . 

 


ادامه مطلب

[ یک شنبه 25 آبان 1393  ] [ 08:58 ب.ظ ] [ Ria1365 ] [ نظرات 0 ]

 

 محمد بن حنفيه فرمود: برخيزيد برويم نزد فرزند برادرم که او امام من و شماست، چون بر آن حضرت وارد شدند و مطالب خود را شرح دادند، حضرت به محمد بن حنفيه فرمود: اي عموي گرامي! اگر غلام سياهي براي ما اهل بيت تعصب کند و براي نصرت ما قيام نمايد بر مردم واجب است که او را نصرت کنند، من اين مطلب را واگذار به تو کردم، هر گونه مي داني بجا بياور.


آن جماعت کلام آن حضرت را شنيدند و بيرون آمدند و گفتند: امام زين العابدين و محمد بن حنفيه ما را رخصت دادند که اطاعت مختار بنمائيم و از ياري و نصرت او خودداري ننمائيم [1] .

 


پاورقي
[1] بحارالانوار 365 /45. 

ادامه مطلب

[ یک شنبه 25 آبان 1393  ] [ 04:10 ب.ظ ] [ Ria1365 ] [ نظرات 0 ]


پس از آنکه مردم از اطراف مسلم پراکنده شدند، عبيدالله دستور داد آتش افروختند و خود به مسجد آمد و منادي او ندا کرد تا مردم در مسجد اجتماع کنند. ابن زياد گفت: ذمه ي ما از هر که مسلم بن عقيل را پناه دهد بري خواهد بود؛ و مردم را دعوت به اطاعت نمود. سپس حصين بن تميم رئيس شرطه ي خود را دستور داد که خانه ها و کوچه ها را تفتيش کرده تا مبادا مسلم بن عقيل از کوفه خارج گردد، حصين بن تميم مأموريني را بر سر راهها گذاشت و کساني را که با مسلم بن عقيل بيعت کرده براي قيام آماده شده بودند دستگير مي کرد، از جمله ي آنان عبدالاعلي بن يزيد کلبي و عمارة بن صلخب ازدي است که آن دو را زنداني نموده و سپس آنها را بقتل رسانيد، و جماعتي ديگر را نيز به جهت ترس و وحشت از آنها به زندان افکند که از جمله ي آنان
مختار بن ابي عبيد ثقفي و عبدالله بن نوفل بن حارث بن عبدالمطلب است که براي ياري حضرت مسلم بن عقيل خروج کرده بودند.

مختار هنگام قيام حضرت مسلم در قريه اي بنام «لقفا» بود که با همراهان خود در حاليکه علمي سبز رنگ به دست داشت آمد، و عبدالله بن نوفل بن حارث بن عبدالمطلب هم علمي سرخ رنگ حمل مي کرد تا به درب مسجد کوفه که مشهور به باب الفيل بود رسيدند و چون از قتل مسلم و هاني آگاه شدند به آنها گفته شد که تحت رايت و علم عمرو بن حريث درآيند، و عمرو بن حريث گواهي داد که آنها از مسلم بن عقيل کناره گرفتند.
عبيدالله آن دو را بعد از ضرب و شتم محبوس کرد تا اينکه امام حسين عليه السلام به شهادت رسيد [1] .



 

پاورقي
[1] الشهيد مسلم بن عقيل مقرم 175. 

ادامه مطلب

[ یک شنبه 25 آبان 1393  ] [ 03:12 ب.ظ ] [ Ria1365 ] [ نظرات 0 ]

==================================================================

از اصبغ بن نباته روايت شده است که گفت: مختار را بر زانوي اميرالمؤمنين عليه السلام ديدم که آن حضرت دست بر سر او مي کشيد و مي فرمود: «يا کيس يا کيس» (2)

«اي زيرک اي زيرک».

اين سخن از امام اميرالمؤمنين عليه السلام که باب مدينه ي علم پيامبر است و نسبت به آينده آگاهي دارد، نشانه و آيتي است از آنچه بوسيله ي مختار پس از شهادت امام حسين عليه السلام ظاهر شد و قاتلان امام را کيفر داد و عقوبت نمود، و با توجه به اينکه مختار خود نيز طنين سخنان اميرالمؤمنين عليه السلام هميشه در گوشش بود، بطور طبيعي احساس يک رسالت فوق العاده اي را در رابطه با اسلام و اهل بيت مي کرد تاروزي که احساس کرد اين رسالت در گرفتن انتقام از دشمنان اهل بيت و قاتلين حسين عليه السلام و عزيزان او مي باشد.(2)

 

 



منابع 

[1] بحارالانوار 344 /45. 

[2] الشهيد مسلم بن عقيل مقرم 99.

ادامه مطلب

[ یک شنبه 25 آبان 1393  ] [ 03:08 ب.ظ ] [ Ria1365 ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 15 :: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >

درباره وبلاگ

این وبلاگ از دهه اول محرم کار خود را اغاز کرده و مطالب اون درباره محرم عزاداری ایثار امام و یارانش و پاسخگویی به شبهات میباشد
نويسندگان
آمار سایت
كل بازديدها : 65346 نفر
كل مطالب : 227 عدد
تعداد نظرات : 59 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : جمعه 9 آبان 1393  عدد
آخرین بروز رسانی : جمعه 1 آبان 1394 
امکانات وب
روزشمار محرم عاشورا