ثـــــــــــار الله


 

متأسفانه در اين مورد اظهار نظر قاطعي نمي توان كرد. در اين زمينه چند قول وجود دارد: 1- در شام كنار مسجد اموي كه هم اكنون نيز مكان آن داراي ضريح بوده و زيارتگاه مردم است، 2- در كربلا و ملحق به بدن شريف آن حضرت (بنابراين قول - كه قوي به نظر مي رسد - رأس مطهر آن حضرت توسط امام سجاد به كربلا برده شد و در كنار بدن مطهر دفن شده است). 3- در حرم بقيع در مدينه منوره، 4- در مصر در مسجدي كه به نام رأس الحسين معروف است.


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 28 آبان 1393  ] [ 04:18 ب.ظ ] [ Ria1365 ] [ نظرات 0 ]


درس هاي زيادي از اين قيام آموخته مي شود منجمله در بيان خود امام حسين ( ع )داريم كه اگر دين نداريد لااقل آزاد مرد باشيد ويا در جايي ديگر مي آموزد كه اگر شكم انسان پر از حرام باشد هر حرف حقي را حتي از فرزند رسول خدا نمي شود و يا اينكه در هرشرايطي بايد پاسدار ارزش ها باشيم امام حسين ( ع ) مي فرمايد : اگر در جايي قرار شد مخير باشيد بين و جانتان . جانتان را برگزينيد يا اگر مخير شديد بين جانتان وآبرويتان . آبرويتان را پاسداريد و اگر مخير شديد و بين حفظ و آبرويتان و دين تان آن چه ارجح است دين است . براي حفظ دين يا بايد خون داد و يا خون دل خورد كه هر دوي اين ها در دو نيمه قيام عاشورا ديده شده كه امام حسين ( ع ) جان خود را در عرضه كرد و خون دل .كاروان اسراء هم خون دل خوردند و اسلام را حامي شدند . بايد در هر شرايطي ارزشها ي فرهنگي را برتري بخشيدن و بزرگ نشان داد غبارهاي فرهنگي را از چهره باورهاي اجتماعي پاك كرد كه اسلام آني نيست كه مسلمانان انجام مي دهند بلكه الگو واسوه اي كه معرفي مي كند اهل بيت اند كه خود قرآن فرمايد :« لقد كان لكم في رسول الله اسوه حسنه » و يا در جايي ديگر كه « انك لعلي خلق عظيم »
آنچه عاشورا را به ما مي آموزد آن است كه بايد دين و بينش صحيح اسلامي را از اسلام شناسان واقعي اخذ كرد و بدان عمل كرد ديگر اينكه خرافه زدايي بايد داشت و مبارزه با باورهاي ناسالم اجتماعي حتي اگر به قيمت نبود مثل مني باشد چرا كه آن چه مهم است من نيستم بلكه فكر من خط فكري من واجبات من است كه همان دين من است . مسلمانان از سرچشمه اصيل فرهنگي دور نمانند . مسلمانان راههاي عملي سعادت و ترقي اجتماعي را كم نكنند كه واعتصموابحبل الله جميعا و لا تفرقو ا و به بيان پيامبر : مثل اهل بيت من به مانند كشتي نوح است كه هر كس در آن سوار شود نجات مي يابد و هر كس تخلف كند غرق مي شود . پس بايد مواظبت كنيم تا به بيراهه هاي فكري نيفتيم امام حسين ( ع) به ما آموخت نماز را تحت هر شرايطي بايد سر وقت بخوانيم خلاصه به نماز نگوئيم كار داريم به كار بگوئيم نماز داريم و صدها درس مفيدوارزنده ديگر ..


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 28 آبان 1393  ] [ 04:14 ب.ظ ] [ Ria1365 ] [ نظرات 0 ]


يكى از اصحاب پيامبر گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله ، به نام حذيفه يمانى حكايت كند:

روزى حسين عليه السّلام در حالى كه كودكى بيش نبود، اظهار داشت : به خداوند قسم ! ستمگران بنى اميّه بر قتل من ، گرد هم خواهند آمد و عمر سعد پيش قدم و سرلشگر آن ها خواهد بود.

پس به او گفتم : آيا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله چنين مطلبى را برايت گفته است ؟ فرمود: خير.

بعد از آن به حضور پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله رفتم ؛ و حضرت را از پيش گويى فرزندش حسين عليه السّلام آگاه ساختم كه در دوران كودكى ، پيش گويى مى كند و از اتّفاقات آينده خبر مى دهد!!

حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله فرمود: اى حذيفه ! همانا علم من ، علم حسين است ؛ و علم او علم من است ، چون ما - اهل بيت عصمت و طهارت - به تمام حوادث روزگار پيش از آن كه واقع شود آگاه و آشنا مى باشيم .(44)

همچنين مرحوم قطب الدين راوندى آورده است :

روزى شخصى به محضر مبارك حضرت ابا عبداللّه الحسين عليه السّلام شرفياب شد و اظهار داشت : اى فرزند رسول خدا! من مى خواهم كه با فلان زن ، از فلان خانواده ازدواج كنم ، و قبل از هر اقدامى محضر شما آمده ام تا با شما مشورت كنم ، چون شما اهل بيت رسالت به تمام امور و مصالح افراد آگاه و آشنا هستيد.

امام حسين صلوات اللّه عليه فرمود: من صلاح نمى دانم كه تو با آن زن ازدواج نمائى .

ضمناً آن زن ، ثروت بسيارى داشت و مرد هم از دارائى و اموال بسيارى برخوردار بود.

امّا مرد با نظريّه حضرت مخالفت كرد و با آن زن مورد نظر خود ازدواج نمود، پس از گذشت مدّتى كوتاه مرد تهى دست و فقير گرديد و به ناچار نزد امام حسين عليه السّلام آمد و موضوع را بازگو كرد.

حضرت فرمود: من تو را راهنمائى كردم ، وليكن تو اهميّت ندادى ، با اين حال الا ن هم نظر من اين است كه او را رها نموده و طلاق دهى ، كه خداوند بهتر از آن را برايت مقدّر مى گرداند.

سپس پيشنهاد فرمود كه با فلان زن از فلان خانواده ازدواج نما، و چون پيشنهاد حضرت را اجرا كرد، پس از مدّتى مرد داراى ثروتى انبوه شد، همچنين خداوند متعال فرزندانى پسر و دختر به آن ها عطا نمود و تمام خوبى ها و سعادت ها به آن ها روى آورد.


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 28 آبان 1393  ] [ 04:12 ب.ظ ] [ Ria1365 ] [ نظرات 0 ]


حجة الاسلام و المسلمين آقاي حاج سيد محمد تقي حشمت الواعظين طباطبائي قمي، داستاني را از آيت الله العظمي مرعشي نجفي «قدس سره» (متوفي 7 صفر المظفر 1414 قمري) اين چنين نقل کرده اند:

يکي از علماي نجف اشرف، که مدتي به قم آمده بود، براي من چنين نقل کرد که: من مشکي داشتم. به مسجد جمکران رفتم و درد دل خود را به محضر حضرت بقية الله حجة بن الحسن العسکري امام زمان - عجل الله تعالي فرجه الشريف - عرضه داشتم و از ايشان خواستم که نزد خدا شفاعت کنند تا مشکلم حل شود. براي اين منظور چندين دفعه به مسجد جمکران رفتم، ولي نتيجه اي نديدم.

روزي هنگام نماز دلم شکست و عرض کردم: مولا جان، آيا جايز است که در
محضر شما و در منزل شما باشم و به ديگري متوسل شوم؟ شما امام من مي باشيد، آيا زشت نيست که با وجود امام، حتي به علمدار کربلا قمر بني هاشم (ع) متوسل شوم و او را نزد خدا شفيع قرار دهم؟!

از شدت تأثر بين خواب و بيداري قرار گرفته بودم. ناگهان با چهره ي نوراني قطب عالم امکان حضرت حجت بن الحسن العسکري عجل الله تعالي فرجه الشريف مواجه شدم. بدون تأمل به حضرتش سلام عرض کردم. حضرت با محبت و بزرگواري جوابم را دادند و فرمودند: نه تنها زشت نيست و نه تنها ناراحت نمي شوم که به علمدار کربلا متوسل شوي، بلکه شما را راهنمايي هم مي کنم که به حضرتش چه بگويي. چون خواستي از حضرت ابوالفضل حاجت بخواهي، اين چنين بگو: «يا أبالغوث أدرکني!» اي فريادرس، مرا درياب. 


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 28 آبان 1393  ] [ 04:08 ب.ظ ] [ Ria1365 ] [ نظرات 0 ]


فخر الساجدين فرمود: عربى به قصد ملازمت امام حسين عليه السلام به مدينه آمد و در بين راه با همسرش مباشرت كرد و قبل از غسل خدمت آن حضرت آمد، و منظورش امتحان بود، چون نظر حضرت به او افتاد فرمود: اي برادر عرب شرم نمى كنى با اين حال نزد امام زمان خود مى آيى؟

عرض ‍ كرد: چه حالى؟

حضرت فرمود: با همسرت در راه، در فلان موضع مباشرت نمودى اكنون اينجا جنب ايستاده اى؟

عرض كرد: يابن رسول الله، غرضم معلوم شد و مدعايم حاصل،اشهد انك ابن رسول الله صلى الله عليه و آله و وصيه و از مجلس بيرون رفت و بعد از غسل برگشت و پاسخ مسائل مشكل خود را از آن حضرت پرسيد.


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 28 آبان 1393  ] [ 04:02 ب.ظ ] [ Ria1365 ] [ نظرات 0 ]


 

======================================================

حضرت علی اكبر (ع) فرزند ابی عبدالله الحسین(ع) بنا به روایتی در یازدهم شعبان،سال43 قمری در مدینه منوره دیده به جهان گشود.

پدر گرامی اش امام حسین بن علی بن ابی طالب (ع) و مادر محترمه اش لیلی بنت ابی مرّه بن عروه بن مسعود ثقفی است..
او از طایفه خوش نام و شریف بنی هاشم بود . و به بزرگانی چون پیامبر اسلام(ص)، حضرت فاطمه زهرا(س)، امیر مؤمنان علی بن ابی طالب(ع) و امام حسین (ع) نسبت دارد .
ابوالفرج اصفهانی از مغیره روایت كرد: روزی معاویه بن ابی سفیان به اطرافیان و هم نشینان خود گفت: به نظر شما سزاوارترین و شایسته ترین فرد امت به امر خلافت كیست؟ اطرافیان گفتند: جز تو كسی را سزاوارتر به امر خلافت نمی شناسیم! معاویه گفت: این چنین نیست.
بلكه سزاوارترین فرد برای خلافت، علی بن الحسین(ع)است كه جدّش رسول خدا(ص) می باشد و در وی شجاعت و دلیری بنی هاشم، سخاوت بنی امیه و فخر و فخامت ثفیف تبلور یافته   است. بنا به نقل ابوالفرج اصفهانی، آن حضرت درعصر خلافت عثمان بن عفان (سومین خلیفه راشدین) دیده به جهان گشود.  این قوم مبتنی بر این است كه وی به هنگام شهادت بیست و پنج ساله بود. در برخی روایات هم سن ایشان را 28 ساله ذكر كرده اند، وی در مكتب جدش امام علی بن ابی طالب (ع) و در دامن مهرانگیز  پدرش امام حسین(ع) در مدینه و كوفه تربیت و رشد و كمال یافت.امام حسین (ع) در تربیت وی و آموزش  قرآن ومعارف اسلامی و اطلاعات سیاسی و اجتماعی به آن جناب تلاش بلیغی به عمل آورد و از وی یك انسان كامل و نمونه ساخت و شگفتی همگان، از جمله دشمنانشان را بر انگیخت.

 


ادامه مطلب

[ دوشنبه 26 آبان 1393  ] [ 11:14 ب.ظ ] [ Ria1365 ] [ نظرات 1 ]

چ

 

 

*در مورد شباهت حضرت علي اكبر ( عليه السلام ) به پيامبر ( ص ) آمده است كه وقتي حضرت علي اكبر ( عليه السلام ) از پدر اجازه ميدان را گرفت و امام به او اجازه داد و چنين فرمود ، خدايا ترا شاهد مي گيرم كه كسي را به جنگ اين قوم مي فرستم كه شبيه ترين مردم است به رسول تو از نظر خلقت و خلق و خو **

 


ادامه مطلب

[ دوشنبه 26 آبان 1393  ] [ 02:31 ب.ظ ] [ Ria1365 ] [ نظرات 0 ]

 

 

چطور ممكن است امام حسين عليه السلام كه فرزندرسول گرامي اسلام و امير المؤمنين عليه السلام است و با دين اسلام آشنايي كامل دارد چنين كاري كرده باشند؟


براي رسيدن به جواب از اين شبهه مقدمه اي را در مورد معناي آيه « هلاكت » اشاره مي نماييم تا معني هلاكت حرام مشخص شود ، تا بعد ببنيم كه آيا اين عنوان در مورد قيام بزرگ امام حسين عليه السلام صدق مي كند يا خير .
خداوند در قرآن في فرمايند :

وَأَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَي التَّهْلُكَةِ وَأَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ . البقره / 195 .
در راه خدا انفاق كنيد و خود را با دستهايتان به هلاكت نيندازيد و نيكي كنيد كه خداوند نيكو كاران را دوست دارد .
« تهلكة» در اين آيه به معناي هلاكت است و مقصود از آن هر كاري است كه انجام آن به انسان ضرر بزرگي بزند كه تحمل آن در حالت عادي ممكن نيست ؛ مانند فقر يا مريضي يا مرگ .
اين آيه كريمه در ابتدا به انفاق در راه خدا ؛ يعني فداكاري در راه وي و بخشش در طريقي كه او مي پسندد ، دعوت و پس از آن از انداختن خود در هلاكت منع مي نمايد . پس مراد از هلاكت در اين آيه ، هلاكتي است كه از ترك فداكاري و از خود گذشتگي در راه خدا نشأت مي گيرد .
سپس مي فرمايد و نيكي كنيد . يعني با فداكاري و از خودگذشتگي در راه خدا از نيكو كاران باشيد ؛ پر واضح است كه هر نوع فداكاري ، فداكاري نيكو نمي باشد وهر بخششي محبوب و پسنديده درگاه خداوند نيست ؛ زيرا اگر چنين بود بايد فداكاري هاي ديوانگان و نادانان نيز ، در نزد خداوند پسنديده باشد .

 


ادامه مطلب

[ دوشنبه 26 آبان 1393  ] [ 02:15 ب.ظ ] [ Ria1365 ] [ نظرات 1 ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 15 :: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >

درباره وبلاگ

این وبلاگ از دهه اول محرم کار خود را اغاز کرده و مطالب اون درباره محرم عزاداری ایثار امام و یارانش و پاسخگویی به شبهات میباشد
نويسندگان
آمار سایت
كل بازديدها : 65341 نفر
كل مطالب : 227 عدد
تعداد نظرات : 59 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : جمعه 9 آبان 1393  عدد
آخرین بروز رسانی : جمعه 1 آبان 1394 
امکانات وب
روزشمار محرم عاشورا